گاهی اوقات با خودم فکر میکنم هواداری از یک فرد تا به کجا ؟تا پای لگد مال شدن ارزش های امام انقلاب ؟؟ تا پای ارزش شدن هر انچه تا کنکون ضد ارزش بوده است ؟گاهی وقتها با خودم فکر میکنم......کاش هوای نفسمان بگذارد که گاهی انطور که باید(بر مبنای ارزش هایمان ) تصمیم بگیریم نه انطور که دلمان میخوهد !
و هرچه از تبلیغات و صحبت های نامزدین ریاست جمهوری میگذرد دکتر را دوست تر میدارم ......
.و اما اصل ماجرا :
خانم زهرا رهنورد همسر و مشاور اول مهندس موسوی ازشیرین عبادی(حامی تابلو دار حزب صهیونیستی بهایئت)به عنوان یک زن فرهیخته و دارای تفکر مستقل و ستودنی یاد میکند و از او برای حضور در دانشگاه الزهرا دعوت کرده که باعث اعتراضات زیادی شده !
و همه اینها با ادعای پیروی از خط امام چگونه سازگار است وقتی امام (ره )در جریان دستگیری تعدادی از اعضای حزب صهیونیستی بهایت فرمودند :بهایی ها یک مذهب نیستند یک حزب اند که در سابق انگلستان و حالا هم آمریکا از آنها پشتیبانی میکند اینها جاسوسند ....
باید از مهندس موسوی و همسرشان پرسید آیا امام نبودند که در ۷ دی ماه ۵۷ در نوفل لوشاتو در پاسخ به سوال " آیا برای بهایی ها آزادی های سیاسی و مذهبی داده خواهد شد ؟ و امام در پاسخ فرمودند : خیر آزادی برای افرادی که مضر به حال مملکت اند داده نخواهد شد "
|
سخنان ایشان هیچ گونه استنادی به منابع موثق و آمار علمی نشده بود، در حالی که هر گاه سخن از انتقادهای صحیح و علمی مطرح می گردد می بایست از منابع رسمی، آمار و ارقام نیز اعلام شود و سخن گفتن به صورت کلی و بدون منبع صحیح، علمیت بحث های مطروحه را خدشه دار کرده و در عین حال نگاه کنجکاور مخاطبین را راضی نگه نخواهد داشت. سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی نهال نیوز- به قلم محمد سعید پناهی
از روز جمعه اول خرداد سال 1388 ایام تبلیغی انتخابات به طور رسمی آغاز گردیده است و همزمان کاندیداهای محترم، طبق برنامه از قبل تعیین شده در نطق های رادیویی و تلویزیونی انتخاباتی صدا و سیما، به بیان دیدگاه ها و برنامه های خویش می پردازند. جمعه شب و در اولین نطق تلویزیونی تبلیغاتی، مهندس موسوی به بیان دیدگاه ها و نظرات خویش پرداختند که ما در کمال احترامی که برای ایشان قائل هستیم قصد داریم مطالب و سوالاتی را بیان نماییم. سخنان ایشان علاوه بر داشتن نقاط قوتی مانند: • برخورد صمیمی و گرم با مخاطبان تلویزیونی • تکریم آرمان های امام راحل(قدس سره) و شهدای انقلاب • گرامی داشتن خانواده معزز شهداء و ایثارگران • احترام به مراجع اعظام و علماء • درس گرفتن از مردم در فرآیند انتخابات • توجه به عزت و اقتدار ملی در سیاست خارجی • نگرانی های اقتصادی و همدردی با مردم • و... دارای نقاط مبهمی نیز بود که در ذیل جهت ارائه توضیحات بیشتر از جانب ایشان در سخنان آتی، این موارد را متذکر می شویم:
همانطور که تمامی اقتصاددانان می دانند، حداقل در کوتاه مدت، رابطه معکوسی میان بیکاری و تورم وجود دارد، اگر تورم وجود داشته باشد، به علت سود کردن کارخانجات، صنعت و کشاورزی، این بخش های اقتصادی رونق گرفته و تقاضا آنان برای نیروی کار افزایش می یابد و در نتیجه بیکاری کاهش می یابد و بالعکس
تورم همچنان که بارها در مقالات پیشین بیان گردیده است، عوامل مختلفی داشته که بسیاری از آنان از کنترل دولت کاملا خارج بوده است مانند: افزایش قیمت های جهانی، کوتاهی دولت گذشته، سنگ اندازی برخی تخریب گران و... اساساً طبق آمارهای موجود( چه آمارهای بانک مرکزی و چه آمارهای بانک جهانی)، بیکاری در این چهار سال ریاست جمهوری جناب آقای احمدی نژاد هر سال کاهش یافته است، و ایشان معلوم نیست طبق چه منبع و شاخصی مرتباً تکرار می نمودند که بیکاری افزایش یافته است!! یکی از انتقادات ایشان، به بحث واردات کالاها بوده است. یکی از مواردی که ایشان ذکر کرده اند پرتقال می باشد که جا دارد در مورد آن اندکی توضیح دهیم. همانطور که مهندس موسوی بیان فرمودند یکی از مشکلات که می تواند موجب ناراحتی مردم شود، بحث گرانی است؛ بویژه گرانی در کالاهای اساسی و ضروی. میوه جات یکی از کالاهای ضروری جامعه ایران محسوب می شود و لذا گرانی در این بخش می تواند نارضایتی زیادی را در جامعه ایجاد کند، در این فصل که میوه ها به علت عدم وجود محصولات کشاورزی، بسیار گران می شوند یکی از راه های کنترل قیمت ها واردات است. البته در زمان فروش محصولات کشاورزی تولید داخل، واردات طبق قانون دولت ممنوع می باشد، ولی پس از فروش تولیدات داخلی برای جلوگیری از گرانی، واردات انجام می پذیرد، جالب آن است که کافی است که قیمت میوه در سطح بازار گران شود، آن وقت بسیاری از دوستان ایشان چنان جنجال وهیاهویی در رسانه های خویش به راه می اندازند که گویی فاجعه ای ملی بر کشور وارد گردیده است. 3- یکی از اشکالات ایشان به طرح بنگاه های زود بازده می باشد، که در اینجا نیز چند نکته وجود دارد: با توجه به ترکیب جمعیتی کشور ما، و افزایش جوانان جویای کار، فضای اقتصادی کشور به شدت به ایجاد اشتغال نیازمند بود، استفاده از طرح های عظیم اقتصادی، در مناطق خاصی اشتغال ایجاد کرده و در عوض در بسیاری از نقاط دیگر، درصد بیکاری کاهش پیدا نمی کرد، به ویژه آن که عموما طرح های صنعتی به علت شرائط جغرافیایی در استان هایی که مشکلات کمتری داشته و به مرکز کشور نزدیک تر هستند اجرا می شود، و لذا توزیع ثروت و اشتغال، همچنان به صورت ناعادلانه در کشور انجام می پذیرفت. اما بنگاه های زود بازده این امکان را فراهم می نماید که در کلیه مناطق کشور، بویژه مناطق محروم، ایجاد اشتغال صورت گرفته و درصد بیکاری استان های محروم کاهش پیدا کند. ثمره دولت های گذشته، پروژه های عمرانی و صنعتی بزرگ و حجیم اما ناتمام بود که برای سالیان دراز، سرمایه های کشور را معطل نموده و خسارات زیادی را از این بابت فراهم می نمود، لذا ایجاد پروژه های صنعتی جدید، بدون اتمام پروژه های صنعتی گذشته، به نوعی ایجاد زیان مجدد برای اقتصاد کشور محسوب می شود، در نتیجه دولت مصمم به اتمام پروژه های ناتمام، و در کنار آن ایجاد بنگاه های زود بازده گردید. ایجاد بنگاه های زود بازده، موجب ایجاد خلاقیت، رشد و تعاون در اقتصاد کشور می گردد. بویژه آن که با تخصصی شدن رشته های صنعتی، وجود بنگاه ها کوچک و تخصصی امری اجتناب ناپذیر می باشد. بر فرض هم اگر دولت تصمیم به اجرای پروژه های عظیم صنعتی و اقتصادی می گرفت، امروز نرخ بیکاری کشور بسیار بالاتر می بود، چرا که این پروژه های به علت زمان بر و سرمایه بر بودن خود، به کندی اجرا شده و در نتیجه اشتغالی که در اثر بهره برداری از آن انتظار می رود در بلند مدت محقق می شود و نه کوتاه مدت، در نتیجه آمار بیکاری می بایست تحت این شرائط به شدت بالا می رفت، در حالی که وجود بیکاری در نظر جناب مهندس موسوی بسیار خطرناک و مخل به اقتصاد و فرهنگ کشور است. خسارات ناشی از سوء مدیریت، تحریم کالا، بدهی های بانکی و... در بنگاه های زودبازده بسیار ناچیزتر از همین خسارات در صنایع بزرگ است و در نتیجه عواقب بعدی آن مانند بیکاری، اعتراضات عمومی، بدهی کارگرها و ... نیز بسیار بزرگ تر و خطرناک تر است. 4- مهندس موسوی بحثی پیرامون سیاست های اصل 44 مطرح کردند و فرمودند: « نحوه اجرای اصل 44 نیز چون به صورت همهجانبه دیده نشده، بیكاری را در استانی صنعتی وسعت داد »، که البته در این جا نیز دو بحث مطرح است: اول آن که سیاست های اصل 44 آیا اجرا گردید یا خیر؟ که جواب آن کاملا مشخص است. دولت فعلی در طول چهار سال اخیر بیش از کلیه دولت های قبلی، بخش های دولتی را واگذار نموده که در راستای اجرای سیاست های اصل 44 در نوع خود آمار بی نظیری محسوب شده و از افتخارات اقتصادی دولت فعلی می باشد. دوم بحث از کیفیت آن است. مسأله مهمی که در اینجا هم مورد اشاره قرار گرفته است، بحث بیکاری حاصل از اجرای اصل 44 می باشد. این که بیکاری در اثر اجرای این اصل بوجود می آید امری اجتناب ناپذیر است و در تهیه این طرح توسط مجمع تشخیص هم راهکار دقیق، مشخص و عملی برای آن ارائه نگردیده است. البته در برخی موارد وجود چنین معضلی در نهایت می تواند منجر به رشد اقتصادی گردد، چرا که کارخانجات دولتی به علت بهره وری پایین خویش، اقدام به استخدام افرادی می کردند که هیچ گونه توجیه اقتصادی نداشته و در نتیجه سود دهی این بخش های را به شدت پایین می آورد، که در بسیاری موارد منجر به ورشکستی کارخانجات و در نتیجه بیکاری می شده است؛ اما با واگذاری آن ها به بخش خصوصی، این کارخانجات با افزایش بهره وری، بر رونق خود افزوده و در بلند مدت علاوه بر جبران بیکاری حاصله، تولید ناخالص ملی را نیز افزایش می دهند. در این میان نیز یکی از ابتکارات دولت که می تواند نقش مهمی در اجرای عدالت اجتماعی و ارتقای صنعت به همراه داشته باشد، بحث سهام عدالت است که با توزیع سود آن در اقشار ضعیف جامعه، هم کمکی به بهبود معیشت خانواده ها بوده و هم نظارت مردم بر صنایع را افزایش می دهد و در نتیجه لازمه آن افزایش بهره وری در این بخش ها به علت نظارت مردم می باشد. 5- یکی دیگر از انتقادات مهندس موسوی، بحث سیاست های خارجی دولت است. ایشان ضمن انتقاد از ایجاد روابط دیپلماتیک با کشورهای آمریکایی در سطح فعلی، معتقد هستند که عمده تأکید بر روابط دیپلماتیک باید در سطح همسایه های کشورمان بویژه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس باشد. دولت آقای احمدی نژاد، در روابط خود با کشور عراق بسیار قوی عمل کرده است، به عنوان مثال هم اکنون روابط با دولت عراق در بالاترین حد ممکن است به گونه ای که آقای احمدی نژاد تا به حال اولین رئیس جمهوری است که بعد از جنگ آمریکا با اعلام قبلی و برنامه های از پیش تعیین شده به عراق سفر کرده اند و این در نظر اهل سیاست، اهمیت بسیار ویژه ای داشته و حاکی از عمق نفوذ ایران در این کشور عربی است. نفوذ ایران در این کشور به میزانی است که طرف آمریکایی بارها تقاضای مذاکره با ایران را مطرح کرده و در چند دوره نیز این درخواست ها با پاسخ مثبت ایران مواجه شده است .از طرفی دیگر در کشور افغانستان که در دوره دولت قبلی، صحنه دیپلماتیک در آن کاملا واگذار شده و ایران عملا از صحنه نفوذ در این کشور حذف گردید ، در دولت فعلی چهره دیپلماتیک جمهوری اسلامی بازسازی گشت، به گونه ای که "فرانکو فراتینی" وزیر امور خارجه ایتالیا، جهت دعوت ایران به نشست وزیران خارجه کشورهای گروه «جی 8» در مورد افغانستان، تصمیم به سفر به ایران دارد، این در حالی است که دولت فعلی ایتالیا به شدت با دولت دکتر احمدی نژاد، خصومت داشته و مواضع بسیار تندی در قبال ایران دارد، اما مشخص است که نفوذ ایران در افغانستان به حدی است که آنان را مجبور کرده است که از ایران جهت شرکت در نشست وزیران خارجه « جی 8 » دعوت کنند، امری که برای آنان بسیار سنگین و گران تمام شده است. از جانب دیگر نیز، روابط ایران با روسیه، ترکیه و کشورهای شمالی همسایه در سطح بسیار عالی نسبت به سالیان قبل قرار دارد . اما روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس بویژه در اثر سیاست های تفرقه انگیز غرب و آمریکا، همواره با حاشیه های فراوانی همراه بوده است، اما با این وجود، دکتر احمدی نژاد بسیار مدبرانه و آگاهانه این توطئه ها را خنثی نموده و روابط گرمی را با این کشورها فراهم نموده است، به گونه ای که برای اولین بار، نشست سران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با دعوت از دکتر احمدی نژاد و همراه با سخنرانی ایشان برگزار گردید، امری که تا کنون سابقه نداشته است. در مورد کشورهای آمریکای لاتین هم باید به دو مسأله اشاره کرد: پایگاه خبری تحلیلی نهال نیوز http://www.nahalnews.com/f_display_news.php?id=4680 |
من در انتخابات آینده به محمود احمدی نژاد رأی خواهم داد.
اما چرا رأی من و لابد ، بسیاری دیگر چون من ، متعلق به احمدی نژاد خواهد بود؟
می خواهم بدون تکلف و بدون درافتادن در دام الفاظ و فخرفروشی های فیلسوفانه ، خیلی ساده و صمیمی ، علت این رأی را بگویم و البته ، در همین ابتدای کار ، مراتب احترام خود را به هموطنانی که مانند من نمی اندیشند و به کاندیدای دیگری رأی خواهند داد ، ابراز کنم ، چرا که بدون تعدد آرا و صد البته احترام صاحبان آرای مختلف به همدیگر ، جامعه ای ساکت و قبرستان وار ، در انتظار مان خواهد بود:
1- احمدی نژاد ، ادبیات رو به فراموشی ارزش های مردمی را بار دیگر احیا کرد.
در سال های پیش از ریاست جمهوری احمدی نژاد، سمت و سوی جامعه به مسیری معطوف بود که تفاخر سیاستمداران و خود بزرگ پنداری شان ، تبدیل به یک اصل شده بود.
احمدی نژاد که آمد، این فضا شکسته شد و بار دیگر به یادمان آمد که رئیس جمهور و وزیر و وکیل و مدیر ، همه و همه ، بخشی از همین مردم اند و و نه تافته های جدا بافته و لذا برای آنان هیچ شأنی جز خدمتگزاری نیست و اگر از این شأن ، ناخرسندند ، می توانند پیشه دیگری اختیار کنند.
این امر ، یعنی تساوی مردم و مسوولان ، نه فقط یک ارزش مردمی و اسلامی است که در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان نیز جاری و ساری است و رمزی از رومز ترقی آنهاست.
2- هزاران مشکل ریز و درشت ، مردم ایران را آزار می دهد. بخشی از این مشکلات ، لاجرم ،مربوط به سه - چهار سال اخیر است و بخشی دیگر ، بازمانده از سالیان گذشته.
من ، نمی خواهم به رسم معمول ، کسی یا دولتی را مسوول این مشکلات بدانم و به سنت متعارف ، تمام کاسه کوزه ها را بر سر او بشکنم.
واقعیت ان است که این مشکلات ، محصول سیستم غلط و فرایند نادرست مدیریتی و ساختار نابسامانی است که از دیر باز در این ملک وجود داشته و هیچ کس را یارای تغییر در این روند و رویه نیوده است.
هر که بر سر کار آمده ، برای دردها ، نه درمان که مسکن و آرام بخش تجویز نموده و روزگار خود را به سر برده است.
احمدی نژاد اما ، رئیس جمهوری است که نشان داده، اهل تغییر ساختارها و در این مسیر ریسک پذیر است.
همین بحث یارانه ها را بنگرید ؛ تا جایی که حافظه ام یاری می کند ، دولتمردان و کارشناسان و صاحبان نظر ، از نابسامانی یارانه ها می نالیده اند و بر "هدفمند کردن" آن تأکید داشته اند اما کدام دولت و دولتمرد ، زیر بار اصلاح اوضاع قمر در عقرب یارانه ها - که کمر اقتصاد ملی را شکسته است - رفت؟
اما احمدی نژاد در میانه مخالف کسانی که به وضع موجود عادت داشته اند ، وارد این گود شد و طرح هدفمند کردن یارانه ها را با تمام هزینه های سیاسی اش و ریسکی که برایش داشت ، ارائه داد و حتی در واپسین ماه های دوران نخست ریاست جمهوری اش ، در صدد اجرایی کردن آن است.
یا در عرصه مسکن ، طرح هایی مانند مسکن مهر و زمین های 99 ساله را عملیاتی کرد تا بلکه غول گراین سرپناه - که با مصاحبه های مسوولان سابق فراری نشد - در مقابل این طرح های عملیاتی ، گامی به عقب بنشیند.
البته ممکن است بر نحوه اجرای این طرح ها و نظایر آن ، اشکالاتی وارد باشد - طبیعی است - ولی مهم تر از جزئیات طرح ها و روش اجرای آنها ، وجود اراده ای است که در صدد تغییر در وضع موجود و شکستن ساختارهای ناکارآمد و فاسد است.
مثلاً ممکن است طرح مسکن مهر ، دوای قطعی درد مسکن نباشد ولی همین اندازه که دولتی دارای طرح و برنامه است و به روز مرگی ها و الگوی های سنتی - که حلال هیچ مشکلی نبوده اند - بسنده نمی کند و در جست و جوی راه های جدید است ، خود نعمتی مغتنم در مدیریت کلیشه گرای ایرانی است.
احمدی نژاد، در قریب به چهار سال گذشته ، نشان داده است که در ساحت مدیریت ساختار شکن و تجددگراست.
3- دیپلماسی دولت نهم ، هرچند به مذاق بعضی ، خوش نیامده است ولی به باور من ، دقیقاً منطبق با فضای بی ترحم سیاست بین الملل است.
در جهان امروز ، منفعل شدن و خود را روشنفکر جلوه دادن و لبخند بر لب داشتن و به ساز این و آن رقصیدن ، هر چند به به و چه چه صاحبان قدرت را به ارمغان خواهد آورد ولی به همان میزان ، طمع آنان را تحریک خواهد کرد.
این یک اصل تردید ناپذیر در جهان امروز است که "هرآن گونه که خود را بروز دهی ، جهان ، ناگزیر تو را به همان گونه به رسمیت خواهد شناخت."
ساده تر بگویم؛ اگر کشوری از خود ضعف نشان دهد ، سایرین در راستای منافع ملی خود ، خواهند کوشید ، از آن کشور سوء استفاده کنند و اراده های خود را بر آن تحمیل نمایند ولی اگر کشوری از خود صلابت و توانمندی به نمایش گذارد ، سایرین ،ابتدا خواهند کوشید در مقابلش مقاومت نشان دهند و مانع تثبیت آن شوند ولی در نهایت ، واقعیت ها ، ایجاب خواهد کرد که این کشور را به همان شکلی که هست ، بپذیرند و تعاملات خود را با آن ، بر مبانی جدیدش سامان دهند.
یک مثال ساده: در دولت گذشته ، که سعی می شد باب میل غربی ها باشیم ، اروپا ، بدون دادن کوچکترین امتیازی ، توانست اراده خود مبنی بر تعلیق غنی سازی را بر ایران تحمیل کند ولی در دولت کنونی ، که صلابت تصمیم گیری در مناسبات بین المللی درآن وجود دارد ، اروپا به علاوه آمریکا ، برای رسیدن به همان تعلیق ،که قبلاً مفت به دست آورده بودند، حاضرند امتیازات زیادی بدهند و اکنون در میان سیاستمداران آنها ، حتی سخن از پذیرش ایران هسته ای است.
در اینجا ، عده ای حتماً به قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران استنادخواهند کرد تا دیپلماسی ایران در دولت کنونی را ضعیف جلوه دهند.
در پاسخ به این مساله باید گفت که اولاً ، شورای امنیت ، چیزی جز جمع همان قدرت های بین المللی که خواستار ضعیف بودن ایران هستند، نیست.
ثانیاً ، اگر در دولت قبلی قطعنامه ای صادر نشد ، علتش این بود که غربی ها ، بدون قطعنامه ، توانسته بودند به هدف خود که تعطیلی مراکز هسته ای ایران بود ، برسند و اگر امروز ، دست به دامن قطعنامه می شوند ، نشان از پیشرفت ایران دارد و الا دلیلی برای دستپاچگی آنها و تمسک به صدور قطعنامه ها ندارند.
ثالثاً ، انصاف این نیست که در جنگ قطعنامه ها ، پشت دولت خودمان را - ولو آن که از جناحی غیر از جناح مطلوب ما باشد - خالی کنیم و طرف صادرکنندگان قطعنامه باشیم و با محکوم کردن دولت خودمان ، به محقق شدن اهداف صادرکنندگان قطعنامه ها ، کمک کنیم .
فراموش نکنیم که در این وادی ، پای منافع ملی و ایرانیت ما در میان است و نه صرفاً منافع جناحی.
بدترین ستم به کشور آن است که در تصفیه حساب های جناحی ، پای سیاست خارجی و منافع ملی را به میان آوریم.
قطعنامه ها ، نشان از ضعف یا عملکرد نادرست ما نیست ، نشانه ای از بی عدالتی و ستم ورزی حاکم بر مناسبات جهانی است.
4- من حامی بر قراری رابطه با آمریکا - با ملحوظ داشتن منافع ملی ایران - هستم.
احمدی نژاد ، کسی است که توانست تابوی گفت و گو با آمریکا را بشکند و مذاکرات رسمی ایران و امریکا در وزارت خارجه دولت نهم ، شکل گرفت.
شاید گفته شود که اگر خاتمی مبادرت به این کار می کرد ، کفن پوشان ، امانش را می بریدند.
من هم قبول دارم که جناح های مخالف اصلاح طلبان و لابی های آنان ، نمی گذاشتند خاتمی به سمت مذاکره با آمریکا برود.
حال بیایید واقع بین باشیم:
اگر حامی حرکت ایران و امریکا به سمت تنش زدایی نیستیم که هیچ؛ اما اگر از این رویکرد حمایت می کنیم ،اصلاح طلبان ، قادر به تحقق این امر نخواهند بود زیرا اولاً بخش بزرگی از حاکمیت به آنها و نیات شان ، به شدت بدبین است ؛ ثانیاً گروه های فشار مانع آفرینی خواهند کرد و ثالثاً آمریکایی ها نیز خوب می دانند که نمی توانند در مسائل کلان سیاست خارجی ایران ، روی امضای اصلاح طلبان ، حساب باز کنند.
اما اگر دولت اصولگرای احمدی نژاد ، وارد این گود شود - که شده است- اولاً گروه های فشار ، در برابر رفتار دولت دلخواه خویش ، رگ های گردن شان را متورم نخواهند کرد؛ ثانیا، این حرکت با حمایت کانون های قدرت در داخل همراه خواهد بود و ثالثاً آمریکایی ها نیز با درکی که از فضای داخلی سیاست ایران دارند ، با اعتماد بیشتری پای میز مذاکره با ایران خواهند نشست.
به علاوه ، از آنجا که از دولت نهم و دیپلماسی آن ، تا کنون سرسختی دیده اند ، حساب کار دست شان هست که باید بر ای امتیاز گرفتن از این دولت ، باید امتیاز بدهد و جاده یک طرف امتیازات مدت هاست که به بن بست خورده و برچیده شده است.
به بیان دیگر، مذاکرات ایران و آمریکا با گفتمان دولت نهمی ، عایدی بیشتری برای کشورمان خواهد داشت.
اجازه بدهیم ، حالا که دولتی در ایران بر سر کار آمده که فارغ از فشارهای داخلی ، می تواند قضیه آمریکا را یک بار برای همیشه حل کند، این کار را بکند و گره بزرگ سی ساله را بگشاید و الا معلوم نیست با روی کار آمدن رئیس جمهوری دیگر ، چه سرنوشتی در انتظار روابط ایران و آمریکاست.
لینك دانلود مستقیم :
حجم فایل 1.96 مگا بایت
|
...از در سالن که وارد شد نمی شد نگاه صورتش کنی..صورت تقریبا از بین رفته…دستانش بهم چسبیده و کوتاه شده..به شکل نازیبایی به چشم می آمدند…آمد و در ردیف دومی نشست…برنامه تجلیل از فرهنگیان بود..او هم معلمی بود ساده که سوخته بود..نه سوختگی شمع نه سوختگی دل..سوزانده بود هر چه داش در راه عشق به من و تو شاگردانش…و نه جانش را و نه عمرش را…که تن و دست و صورت را هم از شعله ها بی نصیب نگذاشته بود…یک سره سوخته بود در این راه…نمی شد بیش از چند لحظه کوتاه نگاهش کنی…موقع تقدیر آمد روی سن و دکتر بغلش کرد..چند بار بوسیدش..صورتش را و آخر سر دستش را…می خواست نامه ای بدهد..نمی توانست .. رئیس جمهور دست در جیب معلم کرد و نامه را برداشت و بوسید وباز هم حرف میزد و مستقیم به او خیره بود…من باز هم نمی توانستم نگاهش کنم…دستانش را مخصوصا..در دستان رئیس جمهور بود و با ملاطفت خاص مثل همیشه حرف میزد…کم گریه های این مرد را دیده ام… |

در مورد اصولگرایان نیز، وی گفت که اگر در بازگشت به اصول، به آینده نگاه نکنیم و خودمان را تغییر ندهیم و اصولمان را مدام اصلاح نکنیم، به اقتدارگرایی دچار می شویم. وی ادامه داد: «اینکه می گویم من اصلاح طلبی هستم اصولگرا، بدین معناست که من از برخی از اصول رد نخواهم شد، یکی از این اصول جمهوریت است، یکی آزادی است، دیگری استقلال است. در عین حال من اصلاح طلب هستم تا تغییرات را درک کنم و در چارچوب قانون اصولم را اصلاح کنم.»
نکته : آیا ارتباط با دشمنان نظام و حمایت از آنان به صرف ایرانی بودن توجی مناسبی است؟
مگر غیر از این است که وقتی شما تصریح به مخالفت با نظام میکنید یعنی آنان در دیدگاه ها و ایده ئولوژی ها با نظام ما و مردم ما موافق نیستند؟؟
در واقعه شما حمایت از یک ایرانی نکرده اید بلکه حمایت از تفکری ضد ارزشی و ضد اسلامی کرده اید.و چگونه ادعا می کنید از اصول هایی مانند استقلال و جمهوری و آزادی که با شهادت ها به دست آمد و عده ای به این رشادت ها پشت کردند و ضد نظام شدند و حالا حمایت شما از آنان و حمایت آنان از شما سولاتی بسیاری را پاسخ داده است.
مصاحبه ای خبری با گیلان نیوز:
دبیر حزب مؤتلفه اسلامی گیلان گفت: جریانی در اردوگاه اصلاح طلبان که اصلاً ریشههای فکری اصلاحطلبان را قبول ندارند و مایل به موفقیت از احمدینژاد نیز نیستند با کاندیدایی مانند میر حسین موسوی به میدان میآیند.
حسن کربلایی در گفتگو با خبرنگار فارس در رشت با اشاره به اجماع اصولگرایان گیلان در انتخاب احمدینژاد افزود: اجماع به معنای واقعی زمانی است که سران اصولگرا در تهران و فعالان سیاسی در استانها به کاندیدای واحد رسیده و رسماً نظر خود را اعلام کنند.
وی با بیان اینکه احمدینژاد در صدر کاندیداهای اصولگرا، اصلاحطلب و مستقلها قرار دارد، اظهار داشت: طبق رایزنیها و نشستهای مجموعههای اصولگرا در مرکز استان و برخی شهرستانهای تابعه و نظر سنجیهایی که در این ارتباط انجام شد، احمدینژاد در صدر کاندیداها قرار دارد و کمتر مجموعهای از فعالان سیاسی و فرهنگی در گیلان هستند که نظری غیر از این داشته باشند.
دبیر حزب مؤتلفه اسلامی گیلان درباره تشکیل ستاد انتخابات حمایت از احمدینژاد در گیلان تصریح کرد: تاکنون ستاد انتخاباتی به نام هیچ یک از کاندیداهای اصولگرا شکل نگرفته و شخص احمدینژاد نیز طبق فرمایشهای مقام معظم رهبری که فرمودند فعلاً وقت کار و تلاش است و باید از فعالیتهای انتخاباتی زود هنگام پرهیز شود، از تشکیل ستادهایی به نام خود مخالفت کرد، البته پیشنهادهایی از طرف مجامع و محافل اصولگرا تقدیم فعالان سیاسی در مرکز کشور برای تشکیل ستاد وی ارائه شده است.
کربلایی ادامه داد: موتلفه اسلامی به صورت مستقل ستادی را تشکیل نمیدهد و تلاش میکند وحدت و هماهنگی نیروهای ارزشی به معنای واقعی روی کاندیدایی واحد تحقق یابد.
وی گفت: برخی اصلاحطلبان به نام حمایت از خاتمی حرفهایی به زبان جاری میکنند که قطعاً خاتمی با این موضعگیری موافق نیست بنابر این وی موضع خود را شفاف اعلام کند.
وی درباره ورود خاتمی و میرحسین موسوی به عرصه انتخابات اظهار داشت: از هر کس که وارد این عرصه شود و تایید شورای نگهبان را به همراه بیاورد، قطعاً استقبال میکنیم.
دبیر حزب مؤتلفه اسلامی گیلان افزود: اینگونه حضورها به مشارکت مردم در عرصه سیاسی کشور کمک میکند و موضع موتلفه یا اصولگرایان، حضور کاندیداها در عرصه تبلیغات انتخابات است، اما به نظر میرسد برخی اصلاحطلبان به ویژه در گیلان پا را در دفاع از کاندیدایی خاص فراتر گذاشته و به نام حمایت از خاتمی حرفهایی به زبان جاری میکنند که قطعاً آقای خاتمی با این موضعگیری موافق نبوده و لازم است که ایشان موضع خود را شفاف اعلام کند.
کربلایی اضافه کرد: سخنانی که گاهی در برخی رسانههای نوشتاری و الکترونیکی مطرح میشود، حرف یک ایرانی مسلمان و معتقد نیست و بیشتر مایههای خارجی و یا لیبرالیستی و ملیگرایی دارد.
وی با اشاره به موقعیت میرحسین موسوی گفت: درباره حضور میرحسین موسوی در انتخابات باید با تردید سخن گفت و ظاهراً موسوی با خاتمی و برخی اصلاحطلبان توافقی داشت که دیگر کاندیداهای اصلاحطلب آن توافق را رعایت نکردند.
دبیر حزب مؤتلفه اسلامی گیلان اظهار داشت: در این دوره از انتخابات برای سیاستمدارانی که مایل هستند در آینده نقشآفرینی کنند، ریسک کردن کار آسانی نیست.
کربلایی تصریح کرد: برخی سیاستمداران اگر به یقین برسند که رای قابل توجهی ندارند و یا اکثریتی بالا را به دست نمیآورند، بعید است در این دوره از انتخابات شرکت کنند و ممکن است برای آینده برنامههایی داشته باشند.
دبیر حزب مؤتلفه اسلامی گیلان با اشاره به وضعیت اردوگاه اصلاحطلبان برای رسیدن به یک کاندیدای واحد تصریح کرد: چهار احتمال برای اصلاحطلبان وجود دارد، مانند جریان مشارکت و سازمان مجاهدین با خاتمی، جریان مجمع روحانیون و حزب اعتماد با کروبی، جریانی که اصلاً ریشههای فکری اصلاحطلبان را قبول ندارند و مایل به موفقیت از احمدینژاد نیز نیستند و با کاندیدایی مانند موسوی و ... به میدان میآیند و همچنین جریانهایی که بررسیها و نظر سنجیها آنان را به این نتیجه سوق دهد که چهار سال دیگر تحمل کنند و یا نیروی خود را نسوزانند تا برای چهار سال بعد توان حضور داشته باشند.
دبیر حزب موتلفه اسلامی گیلان با اشاره به اینکه امیدواریم تمام کاندیداها و فعالان سیاسی در هر کدام از جریانهای سیاسی چند اصل را مهم بدانند، افزود: اصل نظام، انقلاب، ارزشها و اصول کلی که در هنگام تبلیغات آسیب نبینند و فقط از ویژگیهای کاندیدای خود بگویند.
کربلایی ادامه داد: اگر کاندیدهایی احساس میکنند رایشکن هستند، اجازه دهند رایآور اصلی که همان رئیس جمهور دوره دهم خواهد بود با رای قاطع و بالا وارد ساختمان ریاست جمهوری شود و هر قدر رای بالا باشد، اقتدار بیشتری به دست میآید و این اقتدار از نظر جهانی بسیار مهم است.
وی خاطرنشان کرد: هر کس باید رایآور کسی باشد که قانون اساسی فعلی را اجرا کرده و همت خود را صرف خدمت به مردم کند و برنامههای دهه چهارم یعنی توسعه و عدالت را در صدر فعالیتهای خود قرار دهد.
؟؟؟؟
؟؟؟
؟
ستاد مردمی امید وفات عالم ربانی سالک صمدانی حضرت آیت الله بهجت را به امام زمان و مراجع عظام خصوصا مقام معظم رهبری و مردم عالم دوست گیلان تسلیت عرض می کند.
|
روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم « عجل الله تعالی فرجه الشریف » و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم .
مراسم تشییع پیکر مقدس آن عبد صالح ، روز سه شنبه مورخ 29 / 2 / 88 ساعت 10 صبح از میدان جهاد واقع در خیابان باجک ( 19 دی ) به سوی حرم مطهر فاطمه معصومه « سلام الله علیها » انجام خواهد گرفت . | |

پسری باهوش و زیرک بود و از كودكی علاقه به علم و دانش داشت. او یك آهنگر زاده ، شهرستانی و بزرگ شده جنوب شهر بود.

و از بچه مذهبی های محل،

میشد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.

با رتبه خوبی وارد دانشگاه شد.

عضو فعال انجمن اسلامی و با بچه های آنجا حسابی دم خور بود

كم كم با امام آشنا و علاقه مند و شیفته او گردید.

، " انقلاب تازه پیروز شده بود."
خبر رسید که از جنوب و غرب به كشور حمله شده است.
با دوستانش به جنگ رفت.

دوستانی كه بعضی از اونها دیگر در عالم خاکی نیستند.

جنگ تمام شد.
دولت به او پیشنهاد استانداری تازه تاسیس اردبیل را داد. از فرمانداری ماکو به اردبیل آمد.

مدتی بعد شورای شهر دوم به دنبال یك شهردار مناسب و کارشناس برای تهران بود. پیشنهاد مسولیت شهر را به او دادند. او هم پذیرفت.

چند سال دیگر نیز گذشت...
تا اینکه سرانجام در یک روز ساده كه شهردار در حال استراحت بود.

سحر گاه از خواب بیدار شد.

شهردار صبحانه اش را خورد.

كفشهای بنددارش را پوشید تا راهی مسجد شود.

جمعیت زیادی درب مسجد جمع شده بودند. و یك صدا می گفتند: شهردار مردمی ما رئیس جمهور ماست.

او مثل همیشه با روی خوش جواب داد.

گفت زود است هنوز صبح نشده.
چند روز بعد ثبت نام كرد.

رقابت شروع شد ، حریفان قدر و انتخابات داغ داغ .

نام او در حلقه فرضی نبود.

در مرحله اول کمتر نگاهی به سمت او رفت.

ولی او محكم و جدی آمده بود.

شعار خوبی انتخاب كرده بود.

گفتمان عدالت طلبی کاملا فراموش شده بود.

فضای فرهنگی نیاز به هوای تازه داشت.

بعد از موفقیت در مرحله اول، بعضی ها تازه فهمیدند حضور او جدی است و اتفاقا تصمیم قطعی برای ماندن دارد.

با اینکه دیر آمده بود ولی خیلی زود او را شناختند.

مردم از سادگی او لذت می بردند و سادگی و صداقت وی در دل آنها نشسته بود.

ابراز احساسات و لبخند او را هم دوست داشتند.

رقابت تنگاتنگ و فشرده شده بود.

بعضی ها شمشیر را از همان ابتدا از رو بستند و تهمت و تخریب علیه او را با غلظت زیاد شروع کردند.

موج حملات به سویش سرازیر شد.

ولی در آنسو و در میان مردم، گاهی هجوم احساسات پاک آنها، كار را برای وی سخت می کرد.

در همه حال،

و در همه جا از خدا كمك می خواست.

، گام دوم را هم با موفقیت برداشت.

مسیر راه برایش مشخص بود.

بند كفشهایش را محكم تر بست.

دوباره از خدا كمك خواست تا در این راه یاری اش كند.

از امام عصر مدد جست.

و از محبوبیتی كه بین مردم كوچه و بازار داشت.

و سادگی اش که به دلها می نشست.

البته در این راه دعای معلم اولش هم موثر بود.

توانایی های خودش هم به كمكش آمدند.

تیمش را انتخاب کرد.

تا گامهایش را محكم تر بردارد.

بعضی گروههای داخل دایره قدرت، هنوز او را غریبه می دانستند.
با او نامهربانی شد و از تخریبش چیزی كم نگذاشتند.

از دست آنها به خدا پناه برد.
عده ای پر ادعا عكسش را آتش زدند اما بر خلاف مدعیان برنیاشفت و با آرامش جواب داد.

این همه عجله و زیاده روی در تخریب یك رئیس جمهور ؟!!

نیت كرد تا راه امام و رهبری را ادامه دهد.

بعدها او توانست شاخ بعضی ها را در نیویورك بشکند.

او در گل زدن به دروازه حریف و استفاده از فرصتهای طلایی تبحر خاصی داشت.

،سوگند خورده بود برای دفاع از حق ملت ذره ای کوتاه نیاید.

از آسمان تمام شهرها گذر كرد.

به دیدن مردم شهرها رفت و مردم هم به استقبالش آمدند.

با زبان خودشان با آنها صحبت كرد.

گاهی بلوچ

گاهی مانند یك لرستانی غیور

گاهی یك روستایی شاد

گاهی یك عرب خوزستانی

گاهی یك رفتگر شهرداری

گاهی تركمن

پاستور را خانه اول خود كرد.
و ملت را در تنهایی خود شریك كرد.

شیوخ كوچك منطقه را مسحور قدرت خویش كرد.

روی اقیانوس پلی به اون طرف آب زد.

، بعضی عملکردهایش جای انتقاد داشت.

ولی بعضی خودی ها نامهربانی كرده و مدام در کارش کارشکنی می کردند.

و بعضی غریبه ها حتی تا به قصد ربودن و ترور وی نیز پیش رفتند.

اما كفشهای آهنینش را همه جا به پا داشت.
افكار بلندی برای ایران در سر داشته و دارد

در نگاه خسته اش دلسوزی برای ایران موج می زد.

و چه زود گرد پیری بر چهره اش نشست.

ولی خدا در همه حال با متقین و صبر پیشگان است.
